تبلیغات
دلنوشته های یك بسیجی
 
دلنوشته های یك بسیجی
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكتتان آسیبی نرسد
شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید
این هم آدرس کانال شخصی بنده در تلگرام

telegram.me/seyyedshahid




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 آبان 1395 :: نویسنده : سید شهید
اولین چیزی که برای کار سیاسی لازم است آشنایی با ریاضیات است سیاسیون باید ریاضیات بلد باشند تا بتوانند بفهمند سیزده میلیون از بیست و چهار میلیون کمتر است تا بتوانند بفهمند هشت هزار میلیارد از از سه هزار میلیارد بیشتر است تا بتوانند بفهمند سی نفر در تهران تمامی اعضای یک گروه نیستند و این گروه 260 نفر عضو دیگر هم دارد تا بتوانند بفهمند سه دهم درصد چه قدر درصد بالایی است!!!! تا بتوانند بفهمند وعده ی صد روزه هایشان را چه زمانی عملی کنند تا بتوانند بفهمند ضرر هنگفت روزانه ی هر روز تاخیر در اجرای برجام چه راحت به جیب مردم بر میگردد تا بتوانند بفهمند حقوق های نجومی صفدر حسینی چند عدد صفر دارد تا بتوانند بفهمند برادر رئیس جمهور چند شغل دارد تا بتوانند تهمت هایشان را تعداد به بورسیه های غیر قانونی توجیه کنند @seyyedshahid



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 شهریور 1395 :: نویسنده : سید شهید
سلام بر حسین یعنی تسلیم شدن در برابر امر مُسلِم که مُسَلَّماً قلب سلیمش اگر اراده کند هر بشری را سلمان میکند و این همان معجزه ی اسلام است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 شهریور 1395 :: نویسنده : سید شهید
مُحرِم کسی است که مَحرَم مُحَرَّم حسین شود و تحریم کند خودش را از اعمال حرامی که محروم میکند اورا از حُرم حریم حَرَم و کسی که اینچنین شد محترم میشود در بارگاه سیدالشهدا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برای من حاتمی کیای کارگردان بسیار دلپذیرتر است از حاتمی کیای سیاستمدار.حاتمی کیای کارگردان را تنها بخاطر فیلمهای ارزشی اش میپسندم . حاتمی کیای مهاجر را بخاطر شرایط حاکم بر زمان مهاجر دوست دارم . دقیقا به همان دلیل که حاتمی کیای آژانس و دعوت و چ را دوست دارم . اما به نظرم میرسد ابراهیم در سالهای اخیر کمی عجول شده است . شاید نمونه اش را بتوان فیلم داستان یک جشن او دانست که پس از وقایع فتنه 88 تولید شد اما خود حاتمی کیا هم متوجه به ضعف فیلم خود شد و هیچگاه اجازه ی اکران عمومی آن را نداد که ما حاتمی کیایی را با فیلمی ضعیف و صرفا یک واکنش سیاسی بشناسیم .خوشحالم از اینکه با وجود سیاسی بودن شخص حاتمی کیا اما حاتمی کیای کارگردان هیچوقت فیلمی صرفا سیاسی را کارگردانی نکرد . اینکه آژانس و به رنگ ارغوان جزء سیاسی ترین فیلمهای سینماست قبول اما او حاضر به ساخت یک فیلم سیاسی صرف با دستور ساخت از ارگانی خاص نشد. این روزها نظرات شخصی کارگردان فیلم چ را نقد کنیم تنها بخاطر فیلم چ و نه کارگردانش بدون هیچ مخاصمه ای با عقاید کاگردان فیلم. بگذارید شخصیت سیاسی حاتمی کیا و شخصیت هنریش را جداگانه بحث کنیم. همانطور که خود حاتمی کیا هم این دو شخصیتش کاملا از هم جدا و منفک است. اما در آخر حیفم آمد که به جریانات عباس کیارستمی و ابراهیم حاتمی کیا نپردازم. اگر کمی دقیقتر آژانس را دوباره مرور کنیم ، ریشه ی اختلافات امروز این دو نفر ار میتوانیم در آژانس هم مشاهده کنیم. همانجایی که در آژانس حاتمی کیا کاریکاتوری از کیا رستمی را به نمایش قرار میدهد
و سخن پایانی
آقای کیارستمی شما با حاتمی کیا مشکل دارید یا امثال حاتمی کیا ها؟! 
شما با حاتمی کیاهای کارگردان در تنازع هستید یا ابراهیم های رزمنده؟! خوشحالم که پس از سالها ماهیت شما را شناختم . شادمانم که خودتان به مافهماندید که حتی آن سکانس آژانس هم خالی از حقیقت نبود. آقای کیارستمی دفاع مقدسی اگر نبود شما باید فیلمهایتان را در نظام ظلم مدنظرتان تهیه می کردید نه نظام مقدسی چون جمهوری اسلامی
5مهر93
سیدمحمدمهدی شمس




بازهم یک متن قدیمی




نوع مطلب : دلنوشته، فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 9 مرداد 1395 :: نویسنده : سید شهید
خسته ام مثل کسی که برای اهدای کلیه اقدام کرده اما با جواب مثبت اچ آی وی مواجه میشود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : سید شهید
احتمالا اولین تغییری ایجاد شده در شخصی که از دبیرستان وارد دانشگاه  میشود غالب شدن وجه سیاسی اوست. شخصی که از فضای تک بعدی درس خواندن برای کنکور وارد یک فضای چند بعدی دانشگاه شده آن هم دانشگاه شیراز با یک فضای باز برای آرا و نظرات متفاوت. دانشگاهی که همواره در نقاط حساس سیاسی، اجتماعی آبستن حوادث تامل برانگیزی بوده است.این دانش آموز سابق و دانشجوی فعلی میبایست بداند که سیاسی شدن قواعد و ضوابطی دارد فارغ از هرگونه جناح گیری های سیاسی.
اما دانشجوی سیاسی می بایست چه بایدها و نبایدهایی را رعایت کند؟؟
به عنوان یک دوست میگویم سعی نکنید در همه ی امورتان سیاست را اعمال کنید. قرار نیست هرکس را که با عقاید سیاسی ما هم رای نیست کنار گذاشته و از او فاصله بگیریم. قرار نیست اگر خواستیم سیاسی باشیم سیاست زده بشویم. قرار نیست ملاک هر تصمیمان مسایل سیاسی باشد، در عین حالی که سیاست یکی از فاکتور های مهم دانشجو است که بارها و بارها مقام معظم رهبری به آن تاکید کرده اند اما سیاست زدگی آفت بسیار خطرناکی است.
از اولین روز دانشجوییم تقریبا پنج سال تحصیلی میگذرد. آن روزها فکر میکردم هرچقدر حرفهایم، نگاه هایم و انتخاب هایم سیاسی تر باشد شان دانشجو را بیشتر رعایت کرده ام. حتی انتخاب اساتید و واحدهایم را هم با نگاه سیاسی انجام میدادم. خیال میکردم که اولین و مهمترین رکن یک دانشجو باید وجهه ی سیاسی او باشد اما دیری نپایید که فهمیدم این برخورد سیاست زده باعث آن میشود که در مواقع لزوم نتوانم مواضع سیاسیم را مشخص کنم. باعث میشود نتوانم در برخوردهای اجتماعیم طریق حقیقت را پیش بگیرم. این برخوردها باعث میشود شما را دیگران یک عنصری بدانند که برایش تنها و تنها سیاست است که ارزش دارد نه هیچ چیز دیگری، در حالی که وظیفه ی ما این است که یک دانشجوی متخصص و متعهد بشویم و در کنار آن هم بتوانیم تحلیل سیاسی درستی از مسائل ارائه بدهیم. البته بیان این مسائل به منزلهی فاصله گرفتن شما از سیاست نباید قرار بگیرد زیرا مقام معظم رهبری در دیداری که با دانشجویان داشتند فرمودند: دانشجویی که تحلیل سیاسی ندارد اصلا قابل تحمل نیست.
فارغ از هر علاقه ی سیاسی، چه اصلاح طلب و چه اصول گرا .این دید باعث میشود در مواقع غیرضروری نظری سیاسی بدهیم و در مواقع لزوم نه. پس سعی کنید سیاسی باشید اما به وقتش .وقتش یعنی اینکه در جایی که بحثی سیاسی است سیاسی باشیم و هرگاه بحثی سیاسی نبود نه. مثلا بحث علمی را به دید سیاسی نگاه نکنیم و سیاسی به مقولات غیر سیاسی ننگریم.
در آخر اشاره می کنم به فرمایشی از مقام معظم رهبری خطاب به بسیجی ها
ایشان میفرمایند:
بسیجی باید سیاسی باشد اما سیاست زده نه

والسلام علیکم و رحمه الله
سیدمحمد مهدی شمس
30/6/94



پی نوشت: باز هم یک متن قدیمی دیگر که از لا به لای فضای مجازی آنرا یافتم




نوع مطلب : فرهنگی، دلنوشته، سیاسی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : سید شهید
چند صباحی بود که مردد بودم برای حضورم در فضای تشکیلاتی، مردد بودم که بروم یا نه، تردیدم از ضعف خودم بود و عدم تمایل دیگران از نامردی های خودی ها و خیانت نخودی ها، از فضاهای کودکانه ای که دیگر ملال آور شده بود تا جاه طلبی های دنیوی، از حب الدنیا تا یاس العقبا، از تهمت هایی که شنیده بودم تا شکست های شخصیم، از بیسوادی دیگران تا طبل تو خالی خودم، از از از از و ازهایی که سر به فلک میکشند اما دلایلی هم میتوانستم برای حضورم پیدا کنم که هر چقدر تعدادشان کم بود اما وزین بودند از حرفهای محمد تا حرف های آن بچه هیئتی اهل قم، از اینکه لزوم وحدت بسیج و انجمن را میدانستم تا چشمهای طمعی که برای مجموعه دوخته شده، از چند از دیگری که بیانش صلاح نیست تا وظیفه ای که نسبت به این نظام موجود است اما شاید این سحرگاه و آن عکسی که برایم فرستاده شد عزمم را جزم کرد که بمانم بمانم که آن دخترک تازه محجبه شده هر غلطی نکند والعاقبتی که برای متقین است را استشمام کنیم حداقل



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 خرداد 1395 :: نویسنده : سید شهید

 نظر اسلام در برخورد با دشمنان مدارا است.

همانطور که حضرت السان الغیب فرمود:

سرمایه دو گیتی تفسیر این دو حرف است       با دوستان مروت با دشمنان مدارا

اما ابتدا باید بیان کرد که مدارا و مداهنه متفاوت است. علمای علم اخلاق معتقدند که هر یک از قوای نفسانی صاحب یک افراط و یک تفریط و یک اعتدال هستند. بدین معنا که مثلا قوه ی غضبیه اگر در حالت تفریط فرد صاحب جبن است و اگر در حالت تفریط باشد وی صاحب صبوعیت است. اما تنها راه سعادت در اخلاق اعتدال است که برای مثال در قوه ی غضبیه اعتدال را شجاعت تعریف می کنند. اما منظور از اعتدال اعتدال اخلاقی است نه این که امروزه در سیاست مطرح است.

حال به موضوع خودمان برگردیم. همانطور که در اخلاق مطرح شد و ایضا نظر اسلام هم چنین است که باید در امورمان اعتدال را راعایت کنیم. حتی در مقابله ی با دشمن هم میبایست در صراط حق و اعتدال قدم برداریم. اعتدال بدین معنا نیست که حد اوسط جنگ و تسلیم گرفته شود. بلکه اعتدال در جایی جنگ است در جایی صلح و در جایی هم معاشرت بدون درگیری. در زندگانی وجود نازنین حضرت سیدالشهدا هر سه مورد را می توان یافت.

که به نمونه هایی از آنها می توان یافت. هنگامی که دشمن مقابل معاویه است و حضرت در ادامه ی صلح امام حسن هستند، راه صلح را با معاویه در پیش میگیرند. جایی که دشمن مقابل عبدالله ابن زبیر است، حضرت معاشرت بدون درگیری را پیش می گیرند. (مراجعه به آخرین دیدار امام حسین و پسر زبیر). البته این بدان معنا نیست که حضرت رابطه ی دوستانه ای با آنها داشتند و تمام مخاصمات و مشکلات را کنار گذاشته و تابع آنان شدند، نه بلکه با وجود تمام دشمنی ها و اختلاف نظرات بنیادین حضرتراهی را غیر از جنگ و جهاد را انتخاب می کنند. پس بار دیگر تاکید میکنم که اعتدال یعنی صراط حق نه حد وسط.

اما مدارا
در اسلام و اخلاق اسلامی بر مدارای با دشمن بسیار سفارش و تاکید شده است. تا جایی که حضرت سیدالشهدا هنگامه ی ورود به وادی طف نه تنها ارتش حر و یارانش را سیراب کردند بلکه حتی اسب ها و استر هایشان را هم خود حضرت با دستان مبارک خودشان آب مینوشانند. ام مدارا را باید از مداهنه جدا دانست و این دو را با هم خلط نکرد. مداهنه به زبان ساده به این معناست که انسان با برخورد مهربانانه و رُئوفانه خود را تا حد ذلالت و حقارت پایین آورد.

اسلام و اخلاق با این برخورد مخالف است. امروزه که عده ای سعی دارند تا کربلا را عرصه ی مذاکره جلوه دهند خواسته یا ناخواسته امام حسین را به مداهنه نسبت میدهند.(العیاذ باالله). این در حالی است که حضرت فرمودند هیهات من الذله اما آقایان انگار این جمله سید الشهدا را نشنیده اند. اخیرا هم در صحبت های مقام معظم رهبری مشاهده کردیم ایشان به جدیت نهی کردند که آن ایام را به ایام مذاکره تعبیر کنیم و فرمودند حضرت مبری هستند از مذاکره با پسر مرجانه و ابن سعد.

در آخر هم چند کلامی خدمت بعض مسئولین. حضرات محترم برخورد مهربانانه و مدار کردن با دشمن یعنی برخورد رهبری در مقابله با آل سعود خبیث در جریان فاجعه منا اما همگان بر این باورند که گردن خم کردن و زانو زدن در مقابل امیر کویت یعنی مداهنه. حضرات مسئول ابتدا خودمان و سپس شما را توصیه میکنم که امام حسین را آنچنان که هست یعنی امام حسین بما هو امام حسین را بشناسیم و به مردم بشناسانیم نه آنچنان که می خواهیم. انشاالله از برکت این ماه عزیز برخوردهایمان مدارا باشد و نه مداهنه.

به امید ظهور منتقم خون سیدالشهدا



پی نوشت: اینم یکی دیگه از مطالب قدیمیم

دارم هی پیداشون میکنم از این سایت و اون سایت تا بتونم برای خودم حداقل یه آرشیو داشته باشم





نوع مطلب : فرهنگی، دلنوشته، مذهبی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید
باید انجمن های اسلامی تشکیل دهیم. باید انجمن هایمان گعده هایمان و نشست هایمان اسلامی شود. اگر انجمن هایمان اسلامی شد میتوانیم تحت سایه ی اسلام اشدا علی الکفار رحماء بینهم شویم یعنی می توانیم زیر پرچم اسلام وحدتمان را با هم تحکیم کنیم. اگر توانستیم بواسطه ی این انجمن های اسلامی تحکیم وحدت کنیم میتوانیم وفاقمان را با هم توسعه ببخشیم و در سایه این وفاق عدالتخواهیمان را از شعار فراتر برده و عملی کنیم و عمل مطالبه گریمان را هم اسلامی کنیم. آنگاه میشویم یک عدالتخواه اسلامی و در سایه این روحیه میتوان کارهای عمیق جهادی کرد . میتوان به کمک بسیج مردم که صاحبان اصلی آن مستضعفان هستند و با
عنایات و توجهات مقام معظم رهبری کم کم جامعه ای اسلامی تشکیل دهیم و با توسعه روز به روز آن کم کم تمدنی اسلامی را شکل دهیم که کمک کند به ظهور حضرت حجت.
پس بیایید برای کمک به ظهور صاحبمان انجمن های اسلامی تشکیل و به آنها کمک کنیم. بیایید مستقل از دولت و هر ارگان دیگری انجمن های اسلامی تشکیل دهیم.
بیایید انجمن های اسلامی مستقل تشکیل دهیم


پی نوشت: یک مطلب قدیمی اما دلم براش تنگ شده بود




نوع مطلب : دلنوشته، سیاسی، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید

بسمه تعالی

 ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

  جناب آقای حسن روحانی

  سلام علیکم

   بدون مقدمه چینی و بیان مقدمات وارد اصل کلام میشوم. همانگونه که حضرت رب در سوره توبه نیز چنین روشی را پیش گرفته است.

بدون مقدمه عرض میکنم لجاجت را تمام کنید لجاجت هم حدی دارد. البته خدا را شاکرم که مانند ابتدای دولتتان تزویر را کنار گذاشته و مخالفت های علنی با ولی فقیه را سر لوحه کارها و اعمالتان قرار داده اید که این خود تکلیف موافقان و مخالفان شما را تا حد به سزایی مشخص میکند. جناب آقای روحانی به راستی تا به کی می بایست مقام معظم رهبری اشکالات و ایرادات سخنان شما را تصحیح پدرانه کرده و شما قدر نشناسی کنید یا اینکه بلافاصله پس از بیانات ایشان حضرتعالی موضعی مخالف ایشان گرفته و پس از آن ده ها بار با آوردن لفظ مقام معظم رهبری در سخنانتان به عوام فریبی های مرسوم خود و گمراه کردن اذهان عمومی بپردازید. اگر مباحثی از قبیل اسلام رحمانی و نسبت دادن مذاکره به صحرای کربلا را به پای سواد فقهی و اسلامی کم و خرده حضرتعالی بگذارم، تاکید جنابتان به مخالفت های گاه و بی گاه علیه شورای نگهبان را چگونه توجیه کنم. حال فرض میگیریم که آن را نیز توانستیم برای خود هضم کنیم.  فرض محال که توانستم دست دادن با شیطان بزرگ را و مذاکره خارج از موضوع هسته ای را برای خود حضم کنم. اما این جسارت وقیحانه حضرت عالی در زمینه ضرورت فراگیری زبان های خارجی را چگونه توجیه کنم؟!!

در حالی که هنوز چهل و هشت ساعت نیز از صحبت های مقام معظم رهبری در تقبیح عمومیت یافتن زبان های بیگانه علی الخصوص انگلیسی نگذشته بود. این هتک حرمت های حضرت عالی را به حصر عقلی در چهار حالت بیشتر نمیتوانم فرض کنم که هرکدام از آنها عذر بدتر از گناه ایست که یکی از یکی بدتر است.

فرض اول اینکه شما صحبتهای حضرت آقا را گوش نداده اید و به ایراد چنین مطالبی پرداخته اید که خب طبعا این نشان از بی توجهی شما به منویات حضرت آقاست.

فرض دوم اینکه متون سخنرانی های شما را دیگران مینویسند و خود شما از مطالب آنها بی خبرید و حق دخل و تصرف نیز ندارید که خب چگونه میشود امیدوار بود رییس جمهوری که حتی در سخنرانی های خود هم مستقل از دیگران نیست و حتی در سخنرانی هایش هم وامدار دیگران است، بتواند استقلال جامعه مان و کشورمان را تضمین کند.

فرض سوم اینکه حضرت عالی بدون هیچگونه قصدی و تنها از روی جهل چنین اعمالی را انجام میدهید. که با شناختی که از حضرتعالی در این سالها پیدا کرده ام میدانم جهل از جانب حضرتعالی خیلی بعید است و اصلا دلم نمیخواهد رییس جمهورم را فردی جاهل تصورم کنم اما بعضی اوقات چه میشود کرد برای فرار افسد باید به فاسد پناه ببریم.

و اما فرض آخر که امیدوارم چنین نباشد این است که حضرتعالی با علم به منویات حضرت آقا و کاملا از روی آگاهی چنین مخالفتی را انجام داده و اینگونه کج دهنی میکنید. که اگر این باشد حقیقتا می بایست برای چنین رییس جمهوری تاسف خورد. رییس که می بایست التزام عملی به ولایت فقیه داشته باشد حال چنین لجاجت علنی را آغاز کرده است. به نظر خودتان به چنین شخصی مجهول الحالی میتوان اعتماد کرد.

جناب آقای رییس جمهور فارجعوا

 

سیدمحمدمهدی شمس





نوع مطلب : دلنوشته، سیاسی، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید

چند صباحی است که بحث حضور یا عدم حضور محمود احمدی نژاد در محافل سیاسی کشور مطرح است. فارغ از صدق یا شایعه بودن این خبر بایسته است به بعضی از حواشی این خبر بپردازیم. ابتدا لارم است بیان شود که این مقاله قصد حمایت یا تخریب احمدی نژاد را نداشته و تنها به بیان مطالبی پیرامون این مسئله میپردازد.

مدتی است که بین برخی از رسانه ها که غالبا از اصلاح طلبان به شمار می آیند پروژه احمدی نژاد هراسی مطرح شده و با ارجاع مشکلات کشور و نظام جهانی به دولت قبل سعی دارند در تمامی مسائل آن را تعمیم دهند. از کم شدن قیمت نفت و بیکاری و مشکلات جوانان گرفته تا کسری بودجه برای پرداخت یارانه ها البته کار کمی فراتر از این هم رفته و دولت محترم در حدی به این مسئله دامن زده که تمامی مشکلات در کشور و حتی خارج از کشور را به دولت قبل نسبت میدهند این قضیه وقتی خود را بیشتر عیان میکند که بحث دو میلیارد دلاری که توسط دولت خبیث ایالات متحده به یغما رفته است راهم به دولت قبل نسبت میدهند.که این مسئله مصداق بارز این ضرب المثل است که میگفت: « گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری». شاید تنها مسئله ای که هنوز مستقیما آنرا به احمدی نژاد نسبت نداده اند علت فوت خواجه حافظ شیرازی باشد. اما به راستی دلیل این همه واهمه چیست؟ آیا این دوستان اگر ترس از قدرت و نفوذ شخصی مثل احمدی نژاد نداشتند، که نکند خدای نکرده با ورود او جناب رییس جمهور از مسند قدرت کنار گذاشته شوند باز هم این ترس و واهمه را به عموم جامعه تعمیم میدادند؟!

دلیل این همه  ترس خود محمود احمدی نژاد است یا اینکه احمدی نژاد اهل باج دادن به کسی نیست؟چرا وقتی که آمریکا و اسراییل و انگلیس و همه مستکبران از احمدی نژاد واهمه دارند اصلاح طلبان نیز از او میترسند؟ چرا هنگامه ای که مقام معظم رهبری از احمدی نژاد به خاطر زنده کردن شعار های اصیل انقلاب مورد ستایش قرار میدهند باز این حضرات اصلاح طلب شعارهای او را مورد تمسخر قرار میدهند؟!

در مطالب ذیل شاید متوجه این دلایل بشویم:

احمدی نژاد را برای ما یک لولو و عامل اصلی عقب ماندگیمان معرفی کرده اند، تا ما یادمان برود دشمن اصلی این نظام استکبار جهانی به سرکردگی ایالات متحده آمریکاست.

احمدی نژاد را برای ما سردمدار مفاسد اقتصادی خواندند ، تا ما مهدی هاشمی رفسنجانی ها را شهرام جرایری ها را علی صوفی ها را غلامحسین کرباسچی ها را و قراردادهای ننگینی همچون کرسنت و رشوه خواری های استات اویل را یادمان برود.

احمدی نژاد را برای ما ضد ولایت فقیه و دارای زاویه علنی با حضرت آقا خواندند،  تا ما لجاجت های علنی و غیر علنی هاشمی رفسنجانی ها را خیانت های میرحسین موسوی هارا درس های تفسیر موسوی خویینی ها را هتاکی منتظری ها را یادمان برود.

احمدی نژاد را پوپولیست و دروغگو معرفی کردند، تا ما عبور از رکود و تورم صفر درصد را سرمای آفتاب پسابرجام را مذاکره های برد برد را گره خوردن تامین  آب  آشامیدنی مردم به برجام را یادمان برود.

احمدی نژاد را منحرف خواندند، تا ما اسلام رحمانی را مذاکره صحرای کربلا را دست دادن با شیطان بزرگ را حذف شعار مرگ بر آمریکا را فراموش کنیم.

احمدی نژاد را فاقد انقاد پذیری خواندند، تا یادمان برود بی شناسنامه خطابمان کردند تا یادمان برود به جهنم حواله ی مان دادند تا یادمان برود بی سواد خوندندمان تا یادمان برود عقب مانده ما را نامیدند تا یادمان برود بی شرف صدایمان کنند تا یادمان برود تندرو صفتمان دادند.

 

آری احمدی نژاد هم مشکل دارد و هیچکس منکر اشتباهات و ایرادات او نیست اما ترس حضرات اصلاح طلب از او علت دیگری دارد.





نوع مطلب : دلنوشته، فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید
از امروز مقالاتم را که برای نشریات و سایتهای مختلفی میفرستم اینجا نیز به اشتراک میگذارم
باشد تا آرشیو کوچکی شود برای دل خودم




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : سید شهید
دردم از یارست ودرمان شد غلط
دل فدای او شد ایمان شد غلط

تا شریح از بهر خود حکمی کند
گو به یاران حکم سلطان شد غلط

چون برادرهای ما آنان شدند 
نقش پرچم های ایران شد غلط

در عمل توحید جور دیگری است
یحتمل معنای عرفان شد غلط

از چه رو این دود ها بی فایدست
چونکه تنباکوی غلیان شد غلط

از برای چه من و تو، فاصله
چونکه همدمهای انسان شد غلط




نوع مطلب : اشعارم، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 آذر 1393 :: نویسنده : سید شهید
سیگار، نجف، حرم، پیاده
مستیم همه بدون باده

فرمود که هرکه شیعه ی ماست
اجدادش همه حلال زاده




نوع مطلب : اشعارم، مذهبی، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

این وبگاه كاملا شخصی است و متعلق به سیدمحمدمهدی شمس یک طلبه از نسل حسن و حسین و كلب العباس است خود دانید . شرط حضور ، عضو مجمع المجانین ابالفضل بودن است
در صورت تمایل با ارتباط با این جانب مطالبتان را به این ایمیل ارسال بفرمایید
seyedshahid@yahoo.com

مدیر وبلاگ : سید شهید
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :