تبلیغات
دلنوشته های یك بسیجی
 
دلنوشته های یك بسیجی
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكتتان آسیبی نرسد
شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید
این هم آدرس کانال شخصی بنده در تلگرام

telegram.me/seyyedshahid




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 آبان 1397 :: نویسنده : سید شهید

شعرم گرفته باز برای نبودنت
سائل ترین منم و چرای نبودنت

خورشید گم شده است در این عرصه گناه
چون ماه پاره ای ز ورای نبودنت

ملکت کجاست حضرت سلطان کجاستی؟
کوفه، نجف و یا که سرای نبودنت

زیباترین نوای دلم یابن العسکریست
محزون ترین نواست نوای نبودنت

وعده نموده است که آید قوام دین
صادق ترین کس است خدای نبودنت


پی نوشت: درسته شعر نیست اما مخاطبش شاعرانه ترین شخصیت عالم امکان هست




نوع مطلب : اشعارم، فرهنگی، دلنوشته، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 17 شهریور 1397 :: نویسنده : سید شهید
همه چیز از آن روزی شروع شد که ما بی غیرت شدیم.


و تمام این اتفاقات اخیر معلول همان بی غیرتی است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 شهریور 1397 :: نویسنده : سید شهید
ان شاالله دوباره وبلاگ نویسی
ان شاالله دوباره اینجا
و ان شاالله دوباره پاکی روزهای گذشته




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 فروردین 1397 :: نویسنده : سید شهید
نخستین روزهای سال ۹۷، فرصت مناسبی است برای آنکه دلها را از کینه بشوییم و قلبها را با محبت و خوش بینی جلا دهیم اما گویا آمدن و رفتن های مکرر بهار، برخی کینه ها و حقدها را از دل برخی افراد پاک نمی کند!
داستان، داستان یک زخم قدیمی، یک استخوانِ در گلو مانده و یک خار در چشم رها شده است.
هنگامی که نگارنده، در روزهایی که آمدن مجدد فصل بهار و رستاخیز طبیعت، آدمی را به یاد قیامت می اندازد با نامه استاد سالهای قبل خود، آقای سید علی محمد دستغیب مواجه شدم و دریافتم ایشان همچنان خواستار رفع حصر از سران فتنه هستند، با دلی پر درد تصمیم گرفتم چند سطری برای رفع تکلیف و انجام یک رسالت قدیمی بنویسم…
جناب استاد!
با شنیدن سخنان و دیدن برخی اقدامات حضرتعالی در چند سال اخیر، همواره این مصرع را با خود مرور می‌کردم که «یک سینه حرف موج زند در دهان ما!» اما زبان در کام فرو می‌بردم و حرفهایی که مدت‌ها در گلوی این قلم، گیر کرده بود مکتوب نمی کردم، به امید اصلاح و هدایت! اما با یقین بر اصرار حضرتعالی بر ادامه راهی که پایان بهتری از سرنوشت مرحوم منتظری را برای شما رقم خواهد زد-که امیدوارم چنین نشود- فهمم آن شد که گویا لازم است به عنوان یک شاگرد قدیمی و نان و نمک خورده حضرتعالی و همچنین از باب امر به معروف و نهی از منکر، در نهایت خضوع و تواضع نکاتی چند خدمتتان عرضه دارم.
جناب استاد!
مردم و بهتر از همه خود شما از میزان دلخوری حضرت امام تا آخرین لحظه عمر پر برکتشان نسبت به شخص آقای منتظری مطلعید.  هنگامی که ایشان از دنیا رفت، حضرتعالی در مدح و ثنایش فرمودید «عاش سعیدا و مات سعیدا» اما نمیدانم چرا نظرتان با نظر حضرت امام هیچگونه مطابقتی نداشت! چگونه می شود که زندگی کسی که میخواست به زعم خودش خواب را از چشمان امام بگیرد، سعادتمندانه قلمداد کرد؟! از شمایی که یک روز بر مسند قضاوت در این شهر جلوس کرده بودید، انتظار می‌رفت حرفهایتان را دقیق و بدون ابهام بیان کنید. صدالبته که این مطالب را شما بهتر از من می‌دانید اما از آن جهت که برای یادآوری حقایق هر فردی گاهی به تنبه نیازمند می‌شود عرض می‌کنم مگر امام را به عنوان ولی فقیه در جامعه اسلامی قبول نداشتید؟ پس چگونه می شود فردی که امام خمینی بیم آن را داشتند که در قعر جهنم بسوزد و تضاد آشکاری با رهبر معظم انقلاب داشت را به عنوان «متقی و اسوه ی طلاب» به طلبه هایی که نزد حضرتعالی تلمذ می کنند معرفی کنید؟!
چه می‌شود شما را که اینگونه حرف‌هایتان با فرمایشات و سیره سیدروح الله الموسوی الخمینی در تعارض علنی قرار میگیرد؟! کلامی که از امام خمینی به عنوان الگو و ولی فقیه یاد می‌کند را باید باور کنم یا عملی که در حمایت و اطاعت از آقای منتظری سر می‌زند؟ به خوبی در خاطر دارم که شما همیشه در درس های اخلاقتان می‌گفتید که «تخلّق به اخلاق اسلامی یعنی یکی شدن حرف و عمل» و  اینکه «شخص حرف و عملش را برای خدا خالص کند».
حال چگونه از من انتظار دارید که دچار سردرگمی نشوم؟! حضرت استاد امیدوارم خدای نکرده جایگاه مرحوم منتظری از مقام حضرت امام در نزد حضرتعالی بالاتر نباشد. مگر نه اینکه امام بخاطر اقدامات خلاف شرع آقای منتظری آرزوی مرگ کردند؟ چه می‌شود فردی چون شما را که مدعی است یگانه ی اطاعت از مرحوم امام است، اینچنین حب خود را به کسی ابراز کند که خون‌ها به دل امام عزیزمان کرده است؟!
جناب استاد!
در این سال‌ها اتفاقاتی افتاده که نمی‌دانم چگونه باید هضم و باورشان کنم. شمایی که همواره به شاگردان خود تاکید می‌کردید حرفهایی که به آنها اطمینان نداریم و صرفاً شنیده‌های ما است را بر زبانمان جاری نکنیم، چگونه در سالهای گذشته گفتید که «رای‌های این مردم را به گاودانی ها ریخته اند» و این اتهام بزرگ را به نظام مقدس جمهوری اسلامی روانه ساختید؟! تهمتی که هرگز برای اثبات آن هیچگونه اقدامی نکردید. حضرتعالی همیشه به مخاطبانتان می‌گفتید «مسلمانی، یعنی به برادر دینی خود تهمت نزنیم» حال چه شده که جنابتان چنین اتهامی را به نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد می‌کنید؟! زبانم لال! نکند خدای نکرده برای این ادعاها استنادی ندارید و اینها فقط شنیده‌های شما از اطرافیانتان بوده باشد و بدون علم و آگاهی سخن گفته باشید!
حضرت استاد!
یادتان هست در روز رای‌گیری انتخابات مجلس سال ۱۳۹۰ به خارج از شیراز سفر کردید و بسیاری از مریدانتان این اقدام شما را مستمسکی برای اینکه در انتخابات شرکت نکنند، قرار دادند؟ حال چگونه مدعی این هستید که همواره درراستای اعتلای انقلاب قدم برداشته‌اید؟
حضرت استاد!
شما در سخنرانی شب هشتم محرم سال گذشته و مطالب سالهای اخیر به نیکی از آقای هاشمی رفسنجانی یاد کردید اما نمی‌دانم چرا سخنان دهه‌ی هفتاد کسانی که از ارادتمندان به حضرت عالی بودند کاملاً با این سخنان در تعارض بود؟ شعار مجلس زوری نمی خواهیم را چه کسانی در این شهر سر می‌دادند؟ سخنرانی آقای موسوی خویینی‌ها در مسجدالنبی شیراز را به یاد دارید؟ خاطرتان هست که در آن مجلس چه صحبت هایی شد؟ چه کسانی از ایشان حمایت می‌کردند؟ چرا آن اقدامات با حرف های امروز تعارض پیدا کرده است؟ حتما یادتان هست چه کسانی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای را به آقای هاشمی رفسنجانی نسبت می‌دادند؛ چرا آن زمان در حمایت از مرحوم هاشمی رفسنجانی ایراد سخنرانی نمی‌کردید؟ بگذریم از اینکه نهایتاً کسی در آن پرونده محکوم شد که از اصحاب فلان مسجد در شهر شیراز بود!
حضرت استاد!
مگر نه اینکه شما خود را یکی از پیروان حضرت آیت الله نجابت و حتی بالاتر از آن، خود را مرید ایشان میدانید؟ مگر نه اینکه حضرت آیت الله نجابت در آخرین سخنرانیشان-که صوت آن نیز موجود است- حمایت از حضرت آیت الله خامنه ای را واجب دانستند و فرمودند می بایست به آقای خامنه‌ای، عنوان «ولی‌امر مسلمین اطلاق کنیم»؟ و در ادامه فرمودند «اطاعت از ایشان واجب» است؛ پس چرا بعضی از مریدانتان هیچگونه احترامی برای مقام معظم رهبری قایل نیستند؟! چرا هیچگاه در مقابل گستاخی های اطرافیانتان نسبت به مقام معظم رهبری موضع‌گیری آشکاری نکرده‌اید؟ نکند خدای نکرده دلیلش همان حرف خودتان به آقای نجابت باشد که گفتید «من نمیتوانم جلوی طلابم را بگیرم»؟ همان طلابی که بعد از سفر مقام معظم رهبری به شیراز شهریه اعطایی ایشان را دریافت میکنند و بعضاً از سر نفهمی به ایشان هتاکی هم می‌نمایند.

حضرت استاد!
نمی‌خواهم بحث درگیری‌های سال هشتاد و هشت را مطرح کنم. که اگر وارد این بحث شوم باید از کولرهای پرت شده بگویم و قمه‌هایی که بر دست طلاب میچرخیدند و الفاظ رکیکی که از دهان برخی طلبه‌نماها خارج می‌شدند. وارد این بحث ها نمی‌شوم تا خدای نکرده از تهدیدهایی که از جانب بعضی از ارادتمندانتان متوجه بنده شد را در این بحث دخیل نکنم؛ تا نگویم که بخاطر اینکه به طلابتان عرض کردم :«برای طلبه‌های آقای دستغیب زشت است در کنار دخترانی با این وضع حجاب تبلیغ کنند، حداقل کمی کنار تر بروید» خودم و کسی که همراهم بود مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم و دچار جراحت‌هایی شدیم.
جناب استاد!
حتما به یاد دارید که بعضی از مریدان امروزتان چگونه آقای سیداحمد پیشوا را  به بدترین شکل از مسجد نو بیرون انداختند و شخص دیگری را به امامت آن مسجد مامور کردند، البته بگذریم از اینکه آن شخص بعدها به چه دلیلی از لباس روحانیت خلع شد. باید به خاطر داشته باشید که چه کسانی آقای مصباحی را از مسجدالصادق اخراج کردند و دست راست شما را در آنجا به اقامه جماعت گماشتند. حتماً به یاد دارید که چه کسانی در این شهر به مرحوم حضرت آیت‌الله حایری توهین نموده و حتی بعضا فحاشی می‌کردند. باید در خاطرتان باشد آن سفری که مرحوم امام، آقای جنتی را به نمایندگی خودشان به شیراز فرستادند تا دعوای میان علاقه مندان به منصب امامت جمعه و آقای حایری را برطرف سازند چه اتفاقاتی روی داد. بگذریم در این بین از عمامه‌هایی که از سربرداشته و به هوا پرت شد و از مهرهایی که به سوی نماینده امام پرتاب شد! درگیری‌هایی که به آن جلسه سال ۶۴ با حضرت امام ختم شد و دادهایی که حضرت امام سر بعضی‌ها کشیدند. دعوایی که انگار برای خیلی‌ها هنوز تمام نشده و از سوی برخی اطرافیانتان امروز می‌شنویم که امام معصوم نبودند و در آن قضیه حتماً اشتباه کردند. وارد این بحث ها نمی‌شوم که خودتان بهتر از حقیر به بعضی از بی‌اخلاقی‌های بعضی مریدانتان واقفید. و شاهد این حرف من هم تعطیلی موقت درس اخلاقتان در ایام بعد از فتنه ی ۸۸ است.
حضرت استاد!
این مطالب را از این باب نوشتم که بنده به عنوان کوچک‌ترین شاگرد تمام دوران تدریستان امیدوارم استادم را در قله‌ی سعادت ببینم و نه در قعر ضلالت. اینها تنها بعضی از درد دلهایی بود که در این سالها از بیانشان خودداری کردم.
حضرت استاد برای تمامی نکاتی که به من آموختید از شما تشکر میکنم. باشد که این کلمات در آن دنیا برای من حقیر و شمای استاد راهگشا بشود.
 
والسلام علی من اتبع الهدی
شاگرد ایام گذشته
سیدمحمدمهدی شمس 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 مرداد 1396 :: نویسنده : سید شهید
دشمنان ایران از صدام حسین تا یاران میرحسین روزگاری امام راحل معتقد بودند که بی توجهی به جبهه ها که صدام حسین عامل آن بود خط قرمز نظام ماست و امروز مقام معظم رهبری معتقدند فتنه گران و حمایت از فتنه خط قرمز نظام هستند و چه جالب است کسی که روزی از عمق جان حمایت از جبهه هایی که هشت سال دفاع مقدس را بر مردم شریف ایران تحمیل کردند را بر خود مفروض نمیدید درست بیست سال بعد خود مسبب یک جنگ تحمیلی هشت ماهه علیه جمهوریت نظام گشت و عاملی شد تا کشور را به لبه ی پرتگاه ببرد انگار تاریخ قرار است تکرار شود و تکرار کند. همین چند ماه پیش بود که رهبر انقلاب فرمودند نگذارید جای شهید و جلاد عوض شود ایشان فرمودند از تحریف تاریخ جلوگیری کنید حضرت آقا این حرف را در مورد اعدامی های سازمان منحوس منافقین فرمودند و حال این قضیه به نحوی دیگر در مورد این سه محصور در حال تکرار شدن است و چه وجه تشابه جالبی است سازمان منافقین، سازمانی که همین خانم محصور را در اولین انتخابات مجلس بعد از انقلاب در لیست حمایتی خود قرار داد و چه جالب که وقتی رای نیاورد همین خانم اولین مدعی تقلب در نظام مقدس جمهوری اسلامی شد و سالها بعد همسرش همین تهمت بزرگ را به نظام زد و هرچه مراجع ذی صلاح از وی و آن دو شخص دیگر تقاضا کردند که اگر اسناد و مدارکی دال بر تقلب دارند را در خدمت این دستگاه ها قرار بدهند هرگز چنین اتفاقی نیفتاد و با صدور بیانیه های متعدد نظام را دچار چالشی کردند که هنوز خسارت های آن ایام مردم را در تنگنا قرار داده بیانیه هایی که با دعوت از مردم به اغتشاشات خیابانی بار دیگر تابستان 60 و بیانیه های سازمان منافقین را در ذهن مردم ایران تکرار کرد بیانیه هایی که از کسی که خود را منصوب امام بود صادر میشد اما در زمینه ی پاره کردن عکس امام موضع نمیگرفت بیانیه هایی که هتاکین به ساحت سیدالشهدا در روز عاشورا را مردمی خداجو خطاب میکرد بیانیه هایی که به جای شادکردن دل رهبر انقلاب دل اسراییلی ها یعنی رهبر ضد انقلاب را شاد میکرد و بی بی سی و صدای آمریکا هر روز برایشان دست و جیغ و هورا میکشیدند و آنها را تشویق میکردند این اتفاق ها که یادم به جمله ی امام افتاد که فرمودند کاری نکنید که اجانب تشویقتان کنند و عجیب تکرار تاریخ را در گذر زمان ملاحظه کردم در هفته ای که گذشت یک شوی تبلیغاتی جدید راه افتاد و آن هم اعتصاب غذای مهدی کروبی بود که با همراهی عده ای همراه شد که همواره مخالفت خود را با نظام به صورت مقطعی و حتی دائمی ابراز داشتند و بیمی از این مخالفت هم نداشته اند و خواستند با استفاده از این نمایش اعتصاب مقاصد ضدنظام خود را پیش برده و با عوض کردن جای ظالم و مظلوم نظام را به عنوان ظالمی جلوه دهند که در حق این سه فرد مظلومی که خون نظام اسلامی را در شیشه کردند بتوانند موجبات آزادی آنان را فراهم کنند که البته باز هم این تاریخ بود که تکرار شد و اعتصاب غذای نمایشی کروبی و دوستانش برای ما بهانه ای شد تا خاطره ی اعتصاب غذای دروغین مجلس ششم را به خاطر بیاوریم مجلسی که همین شیخ مهدی رئیسش بود همان مجلسی که به کنگره ی آمریکا تماس گرفتند و چراغ سبز نشان دادند همان مجلسی که به رهبر انقلاب نامه نوشتند و خواستند که به ایشان جام زهر بنوشانند مجلس ششم را شاید بتوان در آن جلسه معروف بهزاد نبوی با نمایندگان دولت شناخت آن حرف های سراسر غضب آلود نبوی نسبت به نظام و عدم جبهه گیری شریعتمداری نماینده ی رئیس جمهور وقت در غائله ی مجلس ششم از تمامی این حرفها که بگذریم عده ای سعی دارند با بیان این بحث که نظام باید این ظالمان به آرای مردم را محاکمه علنی کند و این حصر که بدون محاکمه علنی دادگاه صورت گرفته ظلمی است از طرف نظام به این سه نفر اما باز هم باید گفت تاریخ همیشه تکرا خواهد شد و درس گرفتن از تاریخ وظیفه ی ماست چگونه از کسانی که رای 40 میلیون ایرانی را نپذیرفتند و قبل از اتمام رای گیری خود را برنده میدانستند و به قول عفت میگفتند اگر تقلب شد به خیابانها بریزید میتوانیم انتظار آن را داشته باشیم که به حکم دادگاه پایبند بوده و قبل از اتمام روند دادرسی خود را تبرئه شدند ندادند و ادعای پیروزی در دادگاه نکرده و در صورت عدم چنین اتفاقی مردم را به خیابانها دعوت نکنند. آری تاریخ همواره تکرار خواهد شد و این ما هستیم که نباید اتفاقات تاریخ را فراموش کرده و از عبرت گرفتن از آن غافل شویم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 :: نویسنده : سید شهید
در هفته ای که گذشت دفتر جدید گردشگری و روابط بین الملل یکی از حرم های متبرکه ی شهر شیراز افتتاح شد. این حرم در حالی به عنوان توریستی ترین حرم در بین عتبات مقدسه ی شهر شیراز شناخته میشود که گزاف نیست اگر بگوییم عنوان توریستی ترین حرم میان کلیه عتبات مقدسه ی عالم تشیع را نیز دارا است . واسطه ی این تعداد بالای گردشگر غیرمسلمان را شاید بتوان واقع شدن در شهر شیراز به عنوان یکی از شهرهای گردشگری و همچنین قرار گرفتن در بین بافت قدیم و تاریخی شهر شیراز قلمداد کرد اما در کنار این دلایل میبایست حضور جمعی جوان خوش فکر را هم در این دفتر گردشگری عنوان کرد که بیشترین سهم را در کسب این عنوان بر عهده دارند.  شاید بسیاری از خوانندگانی که تا اینجای این مطلب را خوانده اند جهت فکرشان به سمت حرم مطهر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ علیه السلام رفته باشد اما در کمال تاسف باید بگوییم که خیر، ذهنتان با واقع تطابق نکرد و در کمال افتخار باید از افتتاح دفتر جدید گردشگری حرم علی بن حمزه احساس سرور و شادمانی کنیم. اما همین عدم تطابق باعث شد تا به نگارش این مطلب بپردازم. مقام معظم رهبری طی سفری که در سال 1387 به شیراز داشتندشیراز را سومین حرم اهل بیت علیهم السلام نامیدند و پس از ان ما سالهاست که بارها و بارها این عنوان سومین حرم اهل بیت را به عدد ریگ های بیابان شنیده ایم اما به انداره ی یک مشت از همان ریگ ها هم در عملی شدن این عنوان قدمی بر نداشته ایم. خب طبیعتا به دلیل ماهیت غنی و سرشاری که این عنوان دارد می بایست برای تحقق آن یک حرکت عمیق و جهادی را صورت داد و انتظار ان میرود که حرم مطهر حضرت شاهچراغ به عنوان مهم ترین و اصلی ترین پایگاه مذهبی بیشترین سهم را در تحقق این عنوان برعهده داشته باشد که متاسفانه در بسیار از موارد این ثمربخشی را در این مجموعه شاهد نیستیم. از این آستان عظیم و با عظمیت انتظار میرود در تمامی امور فرهنگی اجتماعی قله ی امور را فتح کرده باشد و مامنی امن برای دیگر مجموعه های فرهنگی باشد که نه تنها که این چنین نیست بلکه دیگر مجموعه ها بعضا بسیار از این آستان جلو ترند برای مثال همین بحث گردشگری را اگر ملاحظه کنیم بسیاری از تورهای گردشگری اقبال چندانی برای مراجعه و زیارت حرم حضرت شاهچراغ ندارند که دلایل آن را باید برخورد بعضا نامناسب مسیولین امر با گردشگران و همچنین عدم اجازه برای ورود به فضای داخلی حرم و استفاده از زیبایی های بصری و آرامش معنوی این بارگاه عنوان کرد. این در حالی است که شاید حرم علی بن حمزه جاذبه های بصری کمتری نسبت به حرم شاهچراغ داشته باشد و همچنین جایگاه رفیع معنوی حضرت احمد بن موسی در بین تمامی امازادگان جایگاهی بی بدیل و غیر قابل مقایسه باشد اما همین کج سلیقگی های این مجموعه باعث شده تا حرم احمد بن موسی نتواند مسیولیت پدریش را برای دیگر اعتاب مقدسه به عرصه ی ظهور بگذارد. کج سلیقگی هایی که نه تنها باعث کاهش حضور زوار غیر مسلمان شده بلکه این امکان که با استفاده از ظرفیت عظیم حرم  بتوان گامی ولو کوچک را در رشد و بالندگی عالم تشیع برداشت را دریغ کرده و این خسران هم به خود این حرم هم شهر شیراز و هم مهمتر از همه به عالم تشیع وارد میشود. امید است مسیولین امر در این مورد تدابیری را بیاندیشند تا بتوان از ظرفیت بسیار مهم حرم برای نشر و توسعه ی فرهنگ شیعی در کل عالم استفاده کرد و روز به روز مهاجران بیشتری را با این فرهنگ آشنا نمود و بتوانیم اسلام ناب را از اسلام آمریکایی برای آنان تفکیک نماییم.
در آخر بر خود واجب میدانم که مجددا به کلیه خدام حرم علی ابن حمزه در بخش گردشگری تبریک عرض کرده و از تمامی آنان تشکر نمایم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : سید شهید
این روزها یکی از مهم ترین مباحث فضای سیاسی- اجتماعی و حتی فرهنگی- هنری و چه بسا ورزشی کشور انتخاب وزرا و معرفی هیئت دولت از سوی جناب آقای روحانی است. شاید کمی برای تحلیل چینش اعضای این گروه زود باشد اما  مطالبی که بعضا حضرات اصلاح طلب مینویسند کمی انسان را نگران میکند. زیرا این حرف های افرادی رادیکال، تجربه ی تلخ کابینه ی سهامی دولت قبل ایشان و مهم تر از همه فاصله گرفتن اقای روحانی از یک رئیس جمهور طراز انقلاب اسلامی همگی دست به دست هم داده اند تا ترس افرادی که رصد کننده ی عالم سیاست داخلی جمهوری اسلامی ایران هستند از نحوه ی چیدمان افراد کابیه دولت دوازدهم بیشتر و بیشتر شود. این ترس را میتوان در لایه های مختلف فضای سیاسی تحلیل کرد که در ادامه به اختصار مطالبی را با هم به مرور خواهیم نشست.
1- اینکه افرادی که جز حامیان فتنه و حتی بازداشتی های حوادث بعد از فتنه ی 88 هستند به خود این اجازه را بدهند که برای رئیس جمهور قانونی کشور ایران تعیین و تکلیف کرده و با لحنی که بوی تحکم از آن به مشام میرسد به ایشان خطاب کنند که باید از حضور یک طیف سیاسی خاص و غالبا معلوم الحال استفاده کنی جای بسی تاسف دارد. این تاسف وقتی بیشتر می شود که ما هیچ گونه موضع گیری که معنای اقتدار از ریاست محترم جمهور بدهد را مشاهده نمیکنیم و بیم ان میرود که نکند خدای نکرده اقای رئیس جمهور به دلیل نداشتن اقتدار مقابل اصلاح طلبان مجبور شود وزرایی را به مجلس معرفی کند که سابقه ی ظلمشان به رای بالای 40 میلیونی مردم در سال 88 و همچنین ظلمی که به نظام روا داشتند بر کسی پوشیده نیست . همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند فتنه خط قرمز من است ما فرزندان ایشان نیز خوف معرفی وزرایی که لیاقت حضور در مناصب حساس جمهوری اسلامی ایران ندارند را دارا هستیم.
2- اخیرا صحبت هایی در فضای کشور مطرح میشود مبنی بر انجام لابی هایی جهت معرفی وزرای مدنظر از سوی بعضی  اقایان نظیر ریاست یکی از قوا و همچنین افراد با سابقه ای در عالم سیاست که امروزه صرفا به عنوان پدران معنوی جریان ها شناخته می شوند که این نیز از دیگر سو خود ضعفی است برای رییس جمهوری زیرا این مطلب اگر با موضع گیری صریح ریاست جمهور مواجه نشود این شبهه را در ذهن مردم تقویت میکند که رئیس جمهور در موضوع انتخاب مجددش به عنوان رئیس جمهور خود را وامدار بعضی شخصیت ها و جناح های سیاسی میدادند. همانگونه که در دولت یازدهم هم بسیاری از سیاسیون معتقد بودند هرکدام از وزرای ایشان سهم یک شخص یا یک مجموعه ی سیاسی است که این برای بالاترین مقام اجرایی کشور اصلا امر مناسبی نیست زیرا انتظار میرود یک شخصی در مقام ریاست جمهور دارای عزت و اقتداری باشد که نیاز نباشد برای تشکیل کابینه ی خود یک شرکت سهامی تشکیل دهد
3- در چند هفته ای که گذشت مطالبی از سوی شخص آقای روحانی مطرح شد و همه ی کسانی دل در گرو انقلاب دارند را در یک نگرانی و ترس همراه با بهت و حیرت فرو برد این بحث از دو مطلبی که گذشت بسیار خطرناک تر و همچنین هولناک تر بود زیرا امروز پس از گذشت قریب به 40 سال از انقلاب مبارک اسلامی انتظار میرود این نظام از رئیس جمهوری برخوردار باشد که رئیس جمهور طراز انقلاب اسلامی باشد اما حرفهای آقای این امید را کمی از دل ها بیرون برد حرف هایی از قبیل تضعیف صنعت موشکی ایران، تضعیف نهادهای نظامی- امنیتی مخصوصا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حمایت از جلادهای دهه ی شصت و شاید مهم تر از همیشه تقسیم مردم این کشور به یک جمعیت 24 میلیونی و یک جمعیت غیر آن 24 میلیون که با توجه به صحبت های مقام معظم رهبری ایجاد این دو قطبی ها اثرات بسیار مخربی را برای این کشور در پی خواهد داشت. و این نکته را باید برای بار چندم به ایشان یاد آور بشیم که ایشان رئیس جمهور تمام ملت ایران حتی آنهایی که به ایشان رای نداده اند ولی حرف های ایشان به این معناست که ایشان تنها در قبال یک جمعیت 24 میلیونی می بایست احساس وظیفه کنند که این مطلب هم با منویات و سلوک رفتاری حضرت امام و مقام معظم رهبری تفاوت بسیاری را دارد
اما در اخر امید است که تمام این مطالب ما یک ترس خیالی باشد و جناب آقای روحانی انقلابی عمل کرده و با معرفی یک کابینه ی کارآمد و فارغ از تمام نگاه های سیاسی وزرایی را به مجلس شورای اسلامی معرفی کند که تنها هدفشان خدمت به اسلام و این مردم عزیز باشد
و نکته ی پایانی قدیم تر ها مردم حرف های صد من یک غازشان را در بینه ی حمام ها مطرح میکردند و امروز در فضای مجازی این حرف ها را خرج کا بینه ی آقای روحانی میکنند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 فروردین 1396 :: نویسنده : سید شهید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 آبان 1395 :: نویسنده : سید شهید
اولین چیزی که برای کار سیاسی لازم است آشنایی با ریاضیات است سیاسیون باید ریاضیات بلد باشند تا بتوانند بفهمند سیزده میلیون از بیست و چهار میلیون کمتر است تا بتوانند بفهمند هشت هزار میلیارد از از سه هزار میلیارد بیشتر است تا بتوانند بفهمند سی نفر در تهران تمامی اعضای یک گروه نیستند و این گروه 260 نفر عضو دیگر هم دارد تا بتوانند بفهمند سه دهم درصد چه قدر درصد بالایی است!!!! تا بتوانند بفهمند وعده ی صد روزه هایشان را چه زمانی عملی کنند تا بتوانند بفهمند ضرر هنگفت روزانه ی هر روز تاخیر در اجرای برجام چه راحت به جیب مردم بر میگردد تا بتوانند بفهمند حقوق های نجومی صفدر حسینی چند عدد صفر دارد تا بتوانند بفهمند برادر رئیس جمهور چند شغل دارد تا بتوانند تهمت هایشان را تعداد به بورسیه های غیر قانونی توجیه کنند @seyyedshahid



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 شهریور 1395 :: نویسنده : سید شهید
سلام بر حسین یعنی تسلیم شدن در برابر امر مُسلِم که مُسَلَّماً قلب سلیمش اگر اراده کند هر بشری را سلمان میکند و این همان معجزه ی اسلام است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 شهریور 1395 :: نویسنده : سید شهید
مُحرِم کسی است که مَحرَم مُحَرَّم حسین شود و تحریم کند خودش را از اعمال حرامی که محروم میکند اورا از حُرم حریم حَرَم و کسی که اینچنین شد محترم میشود در بارگاه سیدالشهدا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برای من حاتمی کیای کارگردان بسیار دلپذیرتر است از حاتمی کیای سیاستمدار.حاتمی کیای کارگردان را تنها بخاطر فیلمهای ارزشی اش میپسندم . حاتمی کیای مهاجر را بخاطر شرایط حاکم بر زمان مهاجر دوست دارم . دقیقا به همان دلیل که حاتمی کیای آژانس و دعوت و چ را دوست دارم . اما به نظرم میرسد ابراهیم در سالهای اخیر کمی عجول شده است . شاید نمونه اش را بتوان فیلم داستان یک جشن او دانست که پس از وقایع فتنه 88 تولید شد اما خود حاتمی کیا هم متوجه به ضعف فیلم خود شد و هیچگاه اجازه ی اکران عمومی آن را نداد که ما حاتمی کیایی را با فیلمی ضعیف و صرفا یک واکنش سیاسی بشناسیم .خوشحالم از اینکه با وجود سیاسی بودن شخص حاتمی کیا اما حاتمی کیای کارگردان هیچوقت فیلمی صرفا سیاسی را کارگردانی نکرد . اینکه آژانس و به رنگ ارغوان جزء سیاسی ترین فیلمهای سینماست قبول اما او حاضر به ساخت یک فیلم سیاسی صرف با دستور ساخت از ارگانی خاص نشد. این روزها نظرات شخصی کارگردان فیلم چ را نقد کنیم تنها بخاطر فیلم چ و نه کارگردانش بدون هیچ مخاصمه ای با عقاید کاگردان فیلم. بگذارید شخصیت سیاسی حاتمی کیا و شخصیت هنریش را جداگانه بحث کنیم. همانطور که خود حاتمی کیا هم این دو شخصیتش کاملا از هم جدا و منفک است. اما در آخر حیفم آمد که به جریانات عباس کیارستمی و ابراهیم حاتمی کیا نپردازم. اگر کمی دقیقتر آژانس را دوباره مرور کنیم ، ریشه ی اختلافات امروز این دو نفر ار میتوانیم در آژانس هم مشاهده کنیم. همانجایی که در آژانس حاتمی کیا کاریکاتوری از کیا رستمی را به نمایش قرار میدهد
و سخن پایانی
آقای کیارستمی شما با حاتمی کیا مشکل دارید یا امثال حاتمی کیا ها؟! 
شما با حاتمی کیاهای کارگردان در تنازع هستید یا ابراهیم های رزمنده؟! خوشحالم که پس از سالها ماهیت شما را شناختم . شادمانم که خودتان به مافهماندید که حتی آن سکانس آژانس هم خالی از حقیقت نبود. آقای کیارستمی دفاع مقدسی اگر نبود شما باید فیلمهایتان را در نظام ظلم مدنظرتان تهیه می کردید نه نظام مقدسی چون جمهوری اسلامی
5مهر93
سیدمحمدمهدی شمس




بازهم یک متن قدیمی




نوع مطلب : دلنوشته، فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 9 مرداد 1395 :: نویسنده : سید شهید
خسته ام مثل کسی که برای اهدای کلیه اقدام کرده اما با جواب مثبت اچ آی وی مواجه میشود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : سید شهید
احتمالا اولین تغییری ایجاد شده در شخصی که از دبیرستان وارد دانشگاه  میشود غالب شدن وجه سیاسی اوست. شخصی که از فضای تک بعدی درس خواندن برای کنکور وارد یک فضای چند بعدی دانشگاه شده آن هم دانشگاه شیراز با یک فضای باز برای آرا و نظرات متفاوت. دانشگاهی که همواره در نقاط حساس سیاسی، اجتماعی آبستن حوادث تامل برانگیزی بوده است.این دانش آموز سابق و دانشجوی فعلی میبایست بداند که سیاسی شدن قواعد و ضوابطی دارد فارغ از هرگونه جناح گیری های سیاسی.
اما دانشجوی سیاسی می بایست چه بایدها و نبایدهایی را رعایت کند؟؟
به عنوان یک دوست میگویم سعی نکنید در همه ی امورتان سیاست را اعمال کنید. قرار نیست هرکس را که با عقاید سیاسی ما هم رای نیست کنار گذاشته و از او فاصله بگیریم. قرار نیست اگر خواستیم سیاسی باشیم سیاست زده بشویم. قرار نیست ملاک هر تصمیمان مسایل سیاسی باشد، در عین حالی که سیاست یکی از فاکتور های مهم دانشجو است که بارها و بارها مقام معظم رهبری به آن تاکید کرده اند اما سیاست زدگی آفت بسیار خطرناکی است.
از اولین روز دانشجوییم تقریبا پنج سال تحصیلی میگذرد. آن روزها فکر میکردم هرچقدر حرفهایم، نگاه هایم و انتخاب هایم سیاسی تر باشد شان دانشجو را بیشتر رعایت کرده ام. حتی انتخاب اساتید و واحدهایم را هم با نگاه سیاسی انجام میدادم. خیال میکردم که اولین و مهمترین رکن یک دانشجو باید وجهه ی سیاسی او باشد اما دیری نپایید که فهمیدم این برخورد سیاست زده باعث آن میشود که در مواقع لزوم نتوانم مواضع سیاسیم را مشخص کنم. باعث میشود نتوانم در برخوردهای اجتماعیم طریق حقیقت را پیش بگیرم. این برخوردها باعث میشود شما را دیگران یک عنصری بدانند که برایش تنها و تنها سیاست است که ارزش دارد نه هیچ چیز دیگری، در حالی که وظیفه ی ما این است که یک دانشجوی متخصص و متعهد بشویم و در کنار آن هم بتوانیم تحلیل سیاسی درستی از مسائل ارائه بدهیم. البته بیان این مسائل به منزلهی فاصله گرفتن شما از سیاست نباید قرار بگیرد زیرا مقام معظم رهبری در دیداری که با دانشجویان داشتند فرمودند: دانشجویی که تحلیل سیاسی ندارد اصلا قابل تحمل نیست.
فارغ از هر علاقه ی سیاسی، چه اصلاح طلب و چه اصول گرا .این دید باعث میشود در مواقع غیرضروری نظری سیاسی بدهیم و در مواقع لزوم نه. پس سعی کنید سیاسی باشید اما به وقتش .وقتش یعنی اینکه در جایی که بحثی سیاسی است سیاسی باشیم و هرگاه بحثی سیاسی نبود نه. مثلا بحث علمی را به دید سیاسی نگاه نکنیم و سیاسی به مقولات غیر سیاسی ننگریم.
در آخر اشاره می کنم به فرمایشی از مقام معظم رهبری خطاب به بسیجی ها
ایشان میفرمایند:
بسیجی باید سیاسی باشد اما سیاست زده نه

والسلام علیکم و رحمه الله
سیدمحمد مهدی شمس
30/6/94



پی نوشت: باز هم یک متن قدیمی دیگر که از لا به لای فضای مجازی آنرا یافتم




نوع مطلب : فرهنگی، دلنوشته، سیاسی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : سید شهید
چند صباحی بود که مردد بودم برای حضورم در فضای تشکیلاتی، مردد بودم که بروم یا نه، تردیدم از ضعف خودم بود و عدم تمایل دیگران از نامردی های خودی ها و خیانت نخودی ها، از فضاهای کودکانه ای که دیگر ملال آور شده بود تا جاه طلبی های دنیوی، از حب الدنیا تا یاس العقبا، از تهمت هایی که شنیده بودم تا شکست های شخصیم، از بیسوادی دیگران تا طبل تو خالی خودم، از از از از و ازهایی که سر به فلک میکشند اما دلایلی هم میتوانستم برای حضورم پیدا کنم که هر چقدر تعدادشان کم بود اما وزین بودند از حرفهای محمد تا حرف های آن بچه هیئتی اهل قم، از اینکه لزوم وحدت بسیج و انجمن را میدانستم تا چشمهای طمعی که برای مجموعه دوخته شده، از چند از دیگری که بیانش صلاح نیست تا وظیفه ای که نسبت به این نظام موجود است اما شاید این سحرگاه و آن عکسی که برایم فرستاده شد عزمم را جزم کرد که بمانم بمانم که آن دخترک تازه محجبه شده هر غلطی نکند والعاقبتی که برای متقین است را استشمام کنیم حداقل



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

این وبگاه كاملا شخصی است و متعلق به سیدمحمدمهدی شمس یک طلبه از نسل حسن و حسین و كلب العباس است خود دانید . شرط حضور ، عضو مجمع المجانین ابالفضل بودن است
در صورت تمایل با ارتباط با این جانب مطالبتان را به این ایمیل ارسال بفرمایید
seyedshahid@yahoo.com

مدیر وبلاگ : سید شهید
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :